على محمدى

112

شرح اصول استنباط ( فارسى )

استنابى مستحبى ولو از آدم قادر كه تمامى اينها از عباداتى هستند كه نيابت‌بردار هستند و شخص مىتواند نايب بگيرد و هكذا در پاره‌اى از اعمال حج براى كسى كه به مكه رفته ولى خود قدرت برخى از اعمال را ندارد از قبيل ذبح - رمى جمرات و . . . ) آن واجب را فقط به قصد امتثال امر خداوند عالم انجام دهد و بدون قصد قربت به معناى قصد امتثال امر عند المشهور عبادت امتثال نشده و از عهده ساقط نمىشود مانند كليه عبادات شرعيه از قبيل صلوة - صوم - حج - جهاد - زكات - خمس - وضو و . . . واجبات توصليه عبارتند از واجباتيكه غرض اصلى در آنها انجام ذات العمل و پيكرهء آنست و قصد مهم نيست بلكه به هر قصدى كه اتيان كند غرض حاصل شده و امر از دوش انسان برداشته مىشود منتها اگر قصد قربت و امتثال امر نمايد البته به ثواب هم مىرسد مانند انقاذ غريق اطفاء حريق و . . . و مانند قطع مسافت كه توصلى است و لذا اگر انسان از راه غصبى هم به مكه برسد غرض حاصل شده و حج او صحيح است منتها بر غصبيت عقاب خواهد شد و مانند تطهير ثوب براى نماز كه واجب توصلى است و لذا اگر بادى هم وزيده و جامه را درون آب كثيرى افكنده و خودبخود شسته شود باز غرض حاصل شده ولو فاعل آن انسان و فاعل مختار هم نبوده و اين امور در توصليات دخالت ندارد و يا اگر موج دريا آدمى را به ساحل پرتاب كند و او از غرق شدن نجات يابد باز غرض حاصل شده و بر شخص واجب نيست كه خود را وارد دريا كند براى انقاذ غريق اينست ويژگى واجب توصلى كه باىّ وجه اتفق كفايت مىكند . قوله : اذا عرفت هذا : تا اينجا با تقسيمات واجب آشنا شديم حال مطلب جديد اينست كه از اطلاق صيغهء افعل كداميك از واجبات تبادر مىكند و اطلاق مقتضى كدام است ؟ بطور كلى : گاهى به كمك قرائن عينى بودن ، تعيينى بودن ،